از دیدگاه روان شناسان، غربی، تمایل به برقراری ارتباط با دوست غیر همجنس یکی از مراحل تحوّل بین فردی محسوب میشود. بر اساس اطلّاعات موجود در ادارهی خدمات بهداشتی آمریکا، 49 درصد دانش آموزان دبیرستانی در سال 1998، فعّالیّت جنسی خود را گزارش کردهاند. میزان فعّالیّت جنسی نوجوانان در ایالات متحده با کشورهای اروپای غربی تقریباً یکسان است امّا نوجوانان آمریکایی آفریقایی تبار به ویژه پسرها در این زمینه بسیار فعّالند.
تحقیقات انجام شده در کشورمان نشان میدهد در سالهای اخیر گرایش نوجوانان به دوستی با جنس مقابل افزایش یافته است. به طوری که دختران از سن 12 سالگی و پسران از حدود 14 سالگی در جریان رابطه با جنس مخالف قرار میگیرند و تعداد کسانی که به نحوی با یک یا چند نفر رابطه دارند، بین 20 درصد و در بعضی مدارس تا 60 درصد دانش آموزان است. (گلزاری، 1380).
گر چه تمایل به برقراری ارتباط با دوست غیر همجنس ریشه در گرایشهای طبیعی فرد دارد و در زمان دوستی، شور و هیجان عاطفی و غریزی به نوجوان میبخشد، امّا چون این رابطه، پنهانی، غیر قانونی و بر خلاف ارزشهای اخلاقی واعتقادی است، در همان دورهی ارتباط موجب تنشهای روحی، هنجار شکنی و حواس پرتی میشود.
نوجوانانی که رابطهی طولانی مدّت با جنس مخالف دارند و یا هم زمان با چند نفر ارتباط برقرار میکنند، بیشتر از کسانی که رابطهای ندارند و یا رابطهای سطحی با یک نفر دارند، درگیر انواع بزه کاریها (دزدی، تخریب اموال دیگران، ضرب و جرح، فرار از خانه و... ) و مصرف الکل میشوند.
تحقیقات نشان میدهد داشتن رابطهی عاطفی با جنس مخالف، اعتماد به نفس نوجوانان را کاهش داده و احتمال بروز افسردگی را بیشتر میکند. این افراد نسبت به زمان قبل از دوستی بیشتر دچار این دو ناراحتی روانی میشوند. البته افسردگی در دختران و کاهش اعتماد به نفس در پسران، شایعتر است.

@moshsverfa_nojavan
هر چه زمان برقراری ارتباط با جنس مخالف طولانیتر باشد، وابستگی عاطفی افراد به یکدیگر بیشتر میشود. قطع رابطه با رنج فراوانی همراه خواهد بود.
بررسیها نشان میدهد هر دو فرد دچار حالاتی نظیر داغ دیدگی و سوگ میشوند به علاوه مشکلات جسمی، افت تحصیلی، کناره گیری از خانواده، میل به تنهایی و اشتغال ذهنی با خاطرات فرد مقابل، فکر خودکشی و یا سوء مصرف موادّ مخدّر، از بارزترین نشانههای واکنش به جدایی است.
در بسیاری از موارد، ارتباط با جنس مخالف به کاهش انگیزههای تحصیلی میانجامد و احتمال مردودی و ترک تحصیل را افزایش میدهد. این شرایط بر احساس رضایت فرد از زندگی، آیندهی تحصیلی شغلی و تشکیل خانواده وی تأثیر منفی خواهد داشت.
ترس طولانی مدّت از آشکار شدن رابطهی پنهانی با جنس مخالف به ویژه پس از قطع ارتباط و ازدواج، دختران را در معرض نگرانی و اضطراب ناتوان کنندهای قرار میدهد و بر احساس خشنودی و سلامت روابط زناشویی آنها تأثیر منفی میگذارد.
افرادی که قبل از ازدواج رابطه با جنس مخالف را تجربه میکنند، نسبت به همسر خود احساس بیاعتمادی و بدبینی دارند این افکار آزاردهنده به روابط صمیمانه همسران لطمه جدّی وارد میسازد و درگیریها و اختلافات زناشویی را شدّت میبخشد.
عوامل مرتبط در ارتباط با جنس مقابل
کودکان با پشت سر گذاشتن مراحل رشد قدم به دنیای نوجوانی میگذارند و بلوغ جنسی را تجربه میکنند. در این مرحله ارگانهای جنسی به تکامل میرسند و توانایی تولید مثل در فرد ظاهر میشود. این تغییرات که به علّت افزایش ترشّح هورمونهای جنسی رخ میدهد، بیداری غریزهی جنسی و توجّه و گرایش نوجوان به جنس مخالف را در پی دارد. با این وجود، بررسیها نشان میدهد تمایل به برقراری ارتباط با جنس مخالف، تنها به میزان هورمونهای جنسی بستگی ندارد بلکه بیشتر متأثر از ویژگیها و شرایط خانواده، همسالان، تفاوتهای فردی و باورهای ارزشی است.